مؤلف مجهول
125
شرح قصيده برده ( فارسي )
[ بيت 145 ] 145 ان آت ذنبا فما عهدي بمنتقض * من النّبيّ و لا حبلي بمنصرم اگر آوردم من گناه را پس نيست عهد من شكسته به نسبت با پيغمبر و نيست ريسمان عهد من منقطع شونده . [ بيت 146 ] 146 فانّ لي ذمّة منه بتسميتي * محمّدا و هو أو فى الخلق بالذّمم پس بدرستى كه مراست عهدى به آن حضرت به آنكه نام من محمّد است ، و حال آنكه او وفاكنندهترين مردست به عهد و ذمّه . يعنى : اگر آوردهام من بدرگاه خداى تعالى گناه بسيار ، امّا نيست عهد من با حضرت نبى شكسته و نيست حبل من منقطع شونده . بدرستى كه مرا ذمّه و عهدى است بدان حضرت بدان كه من همنام اويم ، و آن حضرت وفاكنندهترست از جميع آدميان بعهد و وفا . و هر عاصى كه اميد شفاعت از آن حضرت دارد ، بهر وسيله كه باشد از آن حضرت نوميد نشود ، تا اگر گنهكارى در نام خود با آن حضرت شريك باشد از شفاعت او بىنصيب نخواهد بود ، به بركت آنكه نامش محمّد يا احمد يا محمود باشد در قيامت خلاص خواهد يافت ان شاء اللّه تعالى .